حسن حسن زاده آملى

308

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

بنابراين معارفى از ذات حق و صفاتش و افعالش خبر مىدهد و نبى ناميده نميشود و احكام و شرايع را از نبى مطلق مى گيرد و تابع وى است و در اين هنگام سفر ثالثش به پايان ميرسد و شروع در سفر چهارم مىكند . الرابع : السفر من الخلق الى الخلق بالحق . سالك در اين سفر خلائق و آثار و لوازمشان را مشاهده مىكند و منافع و مضارشان را در عاجل و آجل يعنى دنيا و آخرت ميداند و رجوعشان را الى الله و كيفيت رجوعشان را و آنچه كه سائق و قائد و مخزيشان است و آنچه كه مانع و عائق و داعيشان است ميداند پس نبى مىباشد بنبوت تشريع و نبى ناميده مىشود چه از بقايشان و مضار و منافعشان و از آنچه كه سعادتشان بدانست و از آنچه كه شقاوتشان بدانست خبر مىدهد و در همه اين امور بالحق است زيرا كه وجودش حقانى است و التفاتش بخلق او را از توجه به حق باز نميدارد . اين است اسفار اربعه پس ظاهر شد كه سفر اول و سوم متقابلند زيرا كه در مبدأ و منتهى متعا كسند و سوم بالحق است نه اول . و هم ظاهر شد كه سفر دوم و چهارم از جهتى متقابلند چه اختلاف در مبدأ و منتهى دارند و اشتراك در بالحق . بدانكه آنچه در اسفار اربعه آورديم بيان عارف بزرگوار جناب ميرزا محمد رضاى قمشه اى است كه در حاشيه چاپ اول شرح الشواهد الربوبية حكيم متاله مولاصدرا ص 394 ، و در حاشيه جلد اول اسفار طبع ثانى ص 13 بطبع رسيده است . جناب صدرالمتالهين از اسفار مذكور در اول اسفار اينچنين تعبير كرده است : 1 السفر من الخلق الى الحق . 2 السفر بالحق فى الحق . 3 السفر من الحق الى الخلق بالحق . 4 السفر بالحق فى الخلق .